غيب عني غيب
راجعلي حبيبي شو جایي تقول غيابك تعبني تاركني ع طول غرامك جرحني وانت المسؤول بتغيب الليالي وقلبك مشغوول
عزیزم برگشته برگشته ای چه بگویی دوریت خسته ام کرد همیشه رهایم کردی عشقت زخمیم کرده و تو مسوولی شب ها می روی و قلبت جای دیگری است
ضيعت بقربك ايامي شهور وسنيني لا سالت ولا داريت حبي وحنيني اه ياناري اه يا ناري انساني يا روحي انساني وحبك نسيني
پیش تو روزهایم را و ماه ها و سالهایم را از دست دادم و تو نپرسیدی و از عشقم و مهربانیم با خبر نشدی آه از آتشم آه آتشم فراموشم کنم ای جانم فراموشم کن و باعث شو عشقت را فراموش کن
غيب عني غيب روح عني روح روح واطفي نار قلبي وناري انا انا غيب عني غيب
دور شو از جلویم دور شو برو از پیشم برو و آتش قلبم را خاموش کن برو از پیشم برو
مش باقي بقلبي لقلبك حنان مش باقی بحياتي لحبك امان بتمر الليالي وبيدور الزمان لحبك ما برجع لو مهما كان
در قلبم نسبت به قلبت مهربانی باقی نمانده در زندگیم نسبت به عشقت آرامشی باقی نمانده است شب ها و زمان می گذرد هر چه بشود به عشقت باز نمی گردم
ضيعت بقربك ايامي شهور وسنيني لا سالت ولا داريت حبي وحنيني اه ياناري اه يا ناري انساني يا روحي انساني وحبك نسيني
پیش تو روزهایم را و ماه ها و سالهایم را از دست دادم و تو نپرسیدی و از عشقم و مهربانیم با خبر نشدی آه از آتشم آه آتشم فراموشم کنم ای جانم فراموشم کن و باعث شو عشقت را فراموش کن
غيب عني غيب روح عني روح روح واطفي نار قلبي وناري انا انا غيب عني غيب
دور شو از جلویم دور شو برو از پیشم برو و آتش قلبم را خاموش کن برو از پیشم برو