دخلك شو اخبارك قلي
خواهش مي کنم به من بگو حالت چه طوراست
اشتقتلك انت اشتقتلي
دلم برايت تنگ شده است آيا دل تو براي من تنگ شده است
اشتقتلك طبعا اكيد
دلیلی ندارد که به تو بگویم چه قدر دلم برایت تنگ شده است
يوميه حبك يزيد
هر روز عشقم به تو بیشتر می شود
تعرف حتى و انت بعيد
خوب می دانی که حتی اگر از من دور باشی
قلبي معاك
قلبم به همراه توست
قلي شو صاربغيابي
به من بگو دوری از من چگونه گذشت
بعدك عم تنطر ع بابي
هنوز کنار در خانه ام نشستی و انتظارم را می کشی
ولا بابي لما تسكر
و یا اینکه هنگامیکه در خانه ام به روی تو بسته شد
قلبك مع مفتاحو تسكر
قلب تو نیز همراه با کلیدش قفل شد
راح برجع مش راح بتاخر
به سوی تو بر خواهم گشت حتی یک لحظه نیز درنگ نخواهم کرد
انا ما بتاخر ع احبابي
من هیچ وقت برای دیدن کسانی که دوستشان دارم دیر نخواهم کرد
مافيي قلك مافيي
نمی توانم برایت تعریف کنم
بغيابك شو صاير فيي
نمی توانم تعریف کنم که دوریت چه به روزگار من آورد
انت بقلبي و روحي مصور
تو در تمام قلب و وجود من حک شده ای
يوميه بعينيه بتسهر
تو هر روز در بین چشمانم زنده می شوی
كل ما احن الك بتذكر
هر وقت که دلم برای تو تنگ می شود احساس می کنم
حالي طفلي و تركض ليك
که مانند دختر بچه ای هستم که به دنبال تو می دوم
مترجم: هلنا خانم عزیز